خیلیها بهم میگن آدم سنگدلی هستم. دلیلشون اینه مثلا الان که اینجا توی غربتم دلتنگ خونوادم نمیشم. بیشتر اونا هستن که بهم زنگ میزنن و خبر میگیرن تا من و کلا هرکی دور و برم نباشه رو به قولشون از یاد میبرم...
اما خب دلتنگیهای من تابع محیطه. مشهد و خونه که باشم کافیه یه نفر از اعضای خونواده غایب باشه. کلی نگرانش میشم و جای خالیش رو سخت تحمل میکنم. در مورد رفقام هم همینطوره. قبلا توی کانالم گفتم یکی از همکارام که از معدود کسایی توی اداره بود که باهاش صمیمی بودم استعفا داد. کسی که همه جوره بهش اعتماد داشتم مثل اون چند نفر دیگه و هیچ بدیای ازش ندیدم و اتفاقا رفت و آمد خونوادگی هم داشتیم درست شبیه اون سه نفر دوست صمیمی باقی موندهم... و وحشتناک دپرس شدم از جای خالیش، خیلی بیشتر از بقیه. همونطور که شاید با خیلیاتون حرف نزنم اما بفهمم نیستید شدیدا دلنگرانتون میشم خصوصا اگه صمیمیتر باشیم...
درمورد آدمای غایب توی محیط اطرافم هم میشه گفت شاید به همون بیخبری خوشخبریه استناد میکنم...
پس من آدم سنگدلی نیستم :(
آخه یکی امروز بهم گفت این کلمه رو...