به گمانم چهارمین نوبتیه که خودم رو از سیگار دور میکنم. دفعه اول به صورت غیرارادی یهو ولش کردم و تا یک سال و خوردهای هم بدون هیچ اذیت شدنی نرفتم سمتش. اما از نوبت دوم به بعد آگاهانه و ارادی اقدام به ترکش کردم. که دفعه دوم بعد از دو ماه و نوبت سوم بعد از هشت ماه توبه کردم و برگشتم. البته هر سه نوبت به خاطر یک دوران سخت یا اتفاق بد خودم رو توجیه کردم که مجدد سیگار بخرم و بکشم. اما این بار درست وسط یکی از بزرگترین مشکلات زندگیم تا به الان اقدام به ترک سیگار کردم و حتی توی این روزهای تلخ هم بهش برنگشتم. هرچند احساس میکنم دست به یک رفتار مازوخیستی زدم و شاید کلا این فرآیند ترک یک جور شکنجه خودخواسته بوده...
