یه سوال

یه سوال داشتم ازتون. به یکی که داره به خودکشی فکر می‌کنه چی می‌گید یا براش چیکار می‌کنید تا ازین فکر دست برداره؟ خب فقط توجه داشته باشید نمی‌خواد دست به این کار بزنه و فقط داره بهش فکر می‌کنه پس از بدیاش و عواقبش و این جور چیزا نگید. چی می‌گید تا روحیه‌ش عوض شه...


پ.ن: برام جالبه که اومدم و توی وبلاگ نوشتم این سوال رو. شاید علتش این باشه خیلی وقته اینستاگرام سر نزدم، توییتر رو دی‌اکتیو کردم و کانال هم که اصلا جای سوال پرسیدن نیست و یا ...

۱۴
چوگویک ...
۱۱ شهریور ۲۲:۱۶
بستگی داره کی باشه چقدر باهاش صمیمی باشم :)
هر کسی روشی داره :)
مثلا من زیاد بهش فکر میکنم و بهترین راه شلوغ کردن دورمه با کار و تفریح فرق نداره فقط نباید تنها و بیکار باشم

پاسخ :

خودتم فکر می‌کنی؟! باز خوبه راه چاره داری براش.
بوبک جان
۱۱ شهریور ۲۲:۱۸
خب قطعا کسی که همچین فکری به سرش میزنه هرچند گذرا و هرچند نخواد عملیش کنه بازم یعنی توی شرایطی هست که اصلا دلخواهش نیست و دریچه ی امیدی روبه روش نمیبینه پس اولین کاری که ازم بر میاد اینه که بدون اینکه سرزنشش کنم یا تحقیر که چقد بزدلی و ۰۰۰ بهش میگم اگر دلت میخواد من میتونم به حرفات گوش بدم و سعی کنم به حرفاش گوش بدم حتی اگه نتونم هیچ راه حلی بهش بدم بازم همین بهش کمک میکنه کمی از آشفتگی بیاد بیرون و اصلا نباید قضاوتش کرد حتی اگه سر مسخره ترین چیز ممکن داره به خودکشی فکر میکنه ۰ بعدش هم اگه بتونم باهاش میرم بیرون و سعی میکنم ساعت های قشنگی واسش درست کنم چون اینجوری ته ذهنش ممکنه رد بشه که خب زندگی اونقدرام کاملا تلخ نشده ۰ دیگه سعیمو میکنم در همین راستا ولی خب باید بفرستمش مشاور تا از ریشه این موضوع واسش حل بشه چون تمام چیزایی که گفتم در حد مسکن عمل میکنه تا وقتی که این مسئله از ریشه واسش حل نشه ۰
همینقدر بلدم دیگه :دی

پاسخ :

خوبه که اینجور موقع‌ها دوستی مثل تو داشت!
سید طاها
۱۱ شهریور ۲۲:۲۳
می‌گم کتاب «فلسفه‌ای برای زندگی» ویلیام اروین رو (که البته اسم کتاب به زبان اصلی A guide to a good life هست) با دقت و حوصله بخونه.
ترجمه‌ی محمود مقدسی ترجمه‌ی خوبیه که نشر گمان منتشر کرده.

من قبلاً چنین پیشنهادی رو به چنین کسی دادم و اثر داشته!

پاسخ :

مرسی، مرسی 
بوبک جان
۱۱ شهریور ۲۲:۳۱
اره من خیلی خوبم :)))
لطف داری شما :)

پاسخ :

:)
tahi :D
۱۱ شهریور ۲۲:۴۹
وقتایی که حالم خیلی بده برای خودم کتاب تجویز میکنم
اما بعضیا داروشون کتاب نیست
نمیدونم باید چی بهشون گفت خیلی سخته از ذهن کسی این افکار رو بیرون آوردن!

پاسخ :

آره خیلی سخته...
خانوم میم
۱۲ شهریور ۰۱:۲۸
من با بوبک جان موافقم . 
تاحالا بهش برخورد نکردم اما اصولا تو مسائل دیگه اولین کاری ک میکنم حرفاشو کامل میشنوم و براساس شناختی ک از طرف مقابل دارم سعی میکنم جوری ک تاثیر گذاره تو اون فرد باهاش حرف بزنم و متقاعدش کنم ... اگه هم نتونستم بهش پیشنهاد میکنم حتما با یک نفر که اطلاعاتش بیشتره صحبت کنه 

پاسخ :

ممنون از شما
آسـوکـآ آآ
۱۲ شهریور ۰۹:۰۶
بهش میگم ساعت چند،کجا باشم.
میبرمش کوه که تا جایی که میتونه جیغ بزنه.
آروم که شد براش چای میریزم و ازش میخوام برام تعریف کنه چی شده.
بعضی وقتا بهترین مسکن، بهترین دوا، بهترین مرهم، اینه که یکی کنارت باشه!
من این کارو انجام دادم، البته تو موقعیتی که یکی از دوستام میخواست از خونه فرار کنه و جواب داد.

پاسخ :

آره روش خوبیه و قطعا جواب می‌ده. فقط بدیش اینه مستلزم حضور فیزیکی رفیقه‌ست. و اگه ازش دور باشه نمی‌شه.
♫ شباهنگ
۱۲ شهریور ۰۹:۴۲
مستقیما راجع به خودکشی حرف نمی‌زنم باهاش. سعی می‌کنم راجع به راه‌حل مشکلاتش صحبت کنیم باهم

پاسخ :

دقیقا کار درست هم همینه. ولی خب صحبت کردن وقتی گارد سنگینی داره هم سخته. خیلی سخته...
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۲ شهریور ۱۷:۲۳
من اصلا آدم دلداری دادن نیستم، و جدا بلد نیستم!
ولی شاید سعی کنم تشویقش کنم با گفتن استعدادها و توانمندی‌هایی که داره.

پاسخ :

البته دلداری هم نمی‌خوان اینجور مواقع که فقط مثل مسکن می‌مونه براشون...
این راهی گفتید خیلی خوبه، ممنونم. البته به شرطی که تشویق پیگیرانه و با همراهی باشه. 

مستر صفری
۱۲ شهریور ۱۷:۳۴
خوبی های زندگی و زندگی کردن عالی رو بهش نشون میدم
تا بی خیال بشه!

پاسخ :

ممکنه این وسط اگه خوب نشناسیش به خلاها و نداشته‌های زندگیش اشاره کنی و اون وقت بدتر می‌شه حالش.
مستر صفری
۱۲ شهریور ۱۸:۰۸
آره؛ اون وقت؛ میبرمش پیش روانشناس!

پاسخ :

اوهوم، خوبه.
هانیه شالباف
۱۳ شهریور ۱۸:۲۶
بهش ثابت می‌کنم، هر زندگی سیاهی بالاخره یه روشنی‌ای داره که به‌خاطرش می‌شه امیدوار موند و زندگی کرد؛ و سعی می‌کنم این روشنی‌ها رو بهش نشون بدم...

پاسخ :

اگه ازت سنش بیشتر باشه اونم خیلی بیشتر سخت نمی‌شه کارت؟
هانیه شالباف
۱۳ شهریور ۲۱:۲۸
نه ... چون به‌‌نظرم خیلی ساده‌ست تغییر نگاه. البته اگه طرفم از این آدمایی نباشه که هی می‌خوان خودشون رو مظلوم و پر از مشکل و سیاه نشون بدن. 
بعضی اوقات یه فرد از بیرون زندگی آدم چیزایی رو می‌بینه که خود فرد توشون غرق بوده؛ براش عادی شدن و ارزش‌شون رو دیگه درک نمی‌کنه؛ کافیه یه نفر اینا رو نشون بده...

پاسخ :

اگه اینجوریه پس بسم الله! شروع کن ببینم چی می‌گی بهش :)
میم _
۱۴ شهریور ۱۳:۲۶
خوب خوب خوب

پاسخ :

چی خوب؟!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چونان قاصدکی ریشه در باد دارم
بی‌ موطن، بی‌ مقصد، و بی مقصود
رهای رها