فرکانس‌های متلاطم

یه دوست قدیمی و شاید سابق که دلم نمی‌آد این صفت رو درباره‌ش بگم بعد مدت‌ها اومد و برام کامنت گذاشت که از نوشته‌هات فرکانس‌های متلاطم می‌گیرم و خوبه که الان در ارتباط نیستیم. بهش حق دادم و از دیروز رفتم توی فکر. شاید خیلی‌های دیگه هم نظر باشن باهاش و فقط توی رودربایستی، یا اینکه به قول بوبک چون توی لانگ‌شات نگاه نمی‌کنند به این رفاقت همچین حرفی رو نزدن تا حالا به من. ناراحت شدم در هر حال از دستِ خودم. خیلی بده با نوشتنت باعث آزار بشی. باید حواسم باشه ازین به بعد هرچیزی رو ننویسم. حداقل مثل قدیما حس خوب نمی‌تونم بدم نگذارم انرژی منفی ساطع بشه از وبلاگم.

۱
چوگویک ...
۲۳ تیر ۱۹:۲۱
به نظر من اشتباه اونه
شما آدمی حق داری یه وقتایی خوب نباشی 
اصلا آدما یه وقتایی میتونن بی ادب باشن حتی آدم که همیشه تو حالت خوب و شسته رفته اش نیست!
دوست هم فقط برای زمان خوبی و خوش اخلاقی نیست
اتفاقا دوست باید وقتی خوب نیستی باشه براش مهم نیست چطوری هستی باشه و سعیشو کنه بهتر شی و الا حیف اسم دوست و رفیق که بهش نسبت بدی

پاسخ :

نه منظورش دقیقا از حال بد نوشتن نبوده. یه جور عدم تعادل توی متن‌ها و حرف‌ها و در کل انرژی منفی و ...

ممنون ازت و قبول دارم تمام حرفات رو. البته در حالت کلی و نه مصداقی برای ایشون. که اصلن قصدم ازین نوشته جاج کردن اون دوست نبود. دو تا کامنت دیگه اینجوری بیاد برش می‌دارم!
چونان قاصدکی ریشه در باد دارم
بی‌ موطن، بی‌ مقصد، و بی مقصود
رهای رها