گریه

خب این پست فردا صبح برداشته می شه برا همین اشکال نداره نوشتنش. شاید آروم ام کنه. 

بدجور بغض کردم به خاطر زندگیم. اشتباهات گذشته م. و آینده ای که هر کار می کنم درست ساخته نمی شه.

بغض کردم و نزدیکه اشکام مثل سیل روونه بشن. به خدا اگه به خاطر پدر مادرم نبود همین امشب خودکشی می کردم.

این زندگی درست بشو نیست...

۴
__ پریچک __
۰۹ فروردين ۰۳:۱۹
جلوی اشکاتو نگیر ... 

پاسخ :

نتونستم. همین طور دارن می آن و می آن.....

__ پریچک __
۰۹ فروردين ۰۳:۲۴
اشکالی نداره .. اونا غمای دلتن ...
فردا که بیدار شی دلت سبک شده ... و میتونی به زندگی ادامه بدی ...

صب میشه این شب
باز میشه این در ...

پاسخ :

بیدار شدم ولی دلم اونقدا سبک نشد که باید...

امیدوارم...
ممنونم ازت
هلما ...
۰۹ فروردين ۰۳:۳۴
نگید اینطوری :(( :||
شنیدن اینجور حرفا از یه مرد برام یه حسی القا میکنه انگاری که یه کوه بشکنه و تکه تکه شه :|

پاسخ :

چی بگم....
مستر صفری
۰۹ فروردين ۰۶:۰۷
بله، خیلی درکت میکنم، گریه کن تا سبک بشی و یکم حرف روانشناسی: زندگی همه ما پر از سختی ها و آسانی ها است، و اون نحوه استفاده
بیشتر از سختی و یا آسانی دست ماست و اینکه بنده بیام با تنبلی و بی اعتماد به نفسی و اشتباه کاری و...زندگی رو برا خودم سخت کنم، مقصر سختی کشیدن منم ولی الان که فهمیدم چه اشتباهی کردم، باید سعی کنم کمتر دور عوامل بدبختیم تا خیلی کم کردنشون بچرخم تا موفقیت
و پیروزی کم کم در زندگیم سر و کله اش پیدا بشود.
و اینکه داداش همه ما تو زندگیمون اشتباه کردیم، بنده که خودم را بخاطر یک خر کاری ۲ سال از هم کلاسی هام عقب انداختم:(
ولی غصه خوردن بابت گذشته اشتباهه، اشتباهات گذشته رو شیفت دیلیت کن و از الان شروع به بهتر زندگی کردن کن جانم:)

پاسخ :

یه کم سخته توضیح وضعیتم ولی خب شاید بعدا نوشتم ازش. ازین. مراحل رد شدم...
چونان قاصدکی ریشه در باد دارم
بی‌ موطن، بی‌ مقصد، و بی مقصود
رهای رها