چی کار کنم؟!

مادرم رفته کربلا. که این سفر کربلاش برنامه م رو به هم ریخت و من که می خواستم روزای قبل ٢٢ بهمن رو مرخصی بگیرم تا بعد از نزدیک به ٩ ماه سر بزنم به شهرم کمی عقب انداختمش تا بازگشتم به مشهد هم زمان بشه با برگشتن مادرم از سفر. حالا به هم خوردن کلی از برنامه هام و سوختن مرخصی های ماه بهمن ام بماند که گرفتار یک مشکل تازه شدم. اصلا یادم نبود که سوم اسفند عروسی یکی از نزدیک ترین دوستامه! و خب اگه برم مشهد نمی تونم تهران باشم و توی جشن رفیقم شرکت کنم...

بدجور ذهنم درگیر شده. از یک طرف مادرم دفعه اوله رفته کربلا و می خوام موقع برگشتنش باشم. خصوصا اینکه سه چهار ماهی هم هست که ندیدمش. و از اون طرف مگه چند تا دوست نزدیک دارم و چند بار عروسی می گیرن. بماند که این رفیقم توی یکی از بدترین ایام زندگیم از نظر مالی دستم رو گرفت و ... و از اون بدتر که توی این عروسی یه جورایی غریبه! چون خودش کرمانیه و خانومش تهرانی. و قراره دو بار جشن بگیره یکی تهران و یکی کرمان. و خیلی اصرار داشت ما دوستاش که اکثرا توی تهران و اطرافشیم باشیم. چون مراسم اینجا فقط اقوام درجه یکش هستند و ...

کلا گیجِ گیجم. فرصت خوبیه برای مشهد رفتن که سه شنبه تعطیله و اون دو روز رو مرخصی می گرفتم و...

دیگه عقلم کار نمی کنه. بگید چی کار کنم؟

۱۱
Pary darya
۲۷ بهمن ۱۷:۳۵
((:میخای جشنی که کرمان میگیره رو من جای توبرم؟ :دیگه لازم نباشه تهرانو توبری((=
((:فکری به ذهنم نمیاد بایدقیدیکیو بزنی

پاسخ :

باشه می گم کارت دعوت برات بفرسته😀

مرسی, بازم دمت گرم اومدی و بی تفاوت نگذشتی🌹
Leila :)
۲۷ بهمن ۲۰:۲۴
بنظر من مادر مهم تره 
بعدش میتونین اگر میرسین برگردین مراسم عروسی دوستتون. یا قبل رفتن. ولی اگر دقیقا تداخل تایمی داره خب نمیشه کاری کرد

پاسخ :

نمی دونم می رسم یا نه...
چون مادرم چهارشنبه برمی گرده که نمی دونم چه ساعتی می رسه مشهد و عروسی دوستم پنجشنبه شبه. واقعا موندم چی کار کنم...

در هر حال مرسی از کامنتت.
Anne Shirley
۲۷ بهمن ۲۲:۰۶
امممم به نظرم اول باید ببینیم دل خودت چی میگه! ینی کجا باشی شادتری و اینا..

پاسخ :

اخلاقم یه جوریه هر کدوم رو انتخاب کنم شاد نخواهم بود به خاطر اون یکی دیگه....
ممنون ازت.
واران ...
۲۷ بهمن ۲۲:۵۸
سلام 
من بودم گزینه مادر رو انتخاب میکردم.
اما بنظر من به مادرتون راستشو بگین مادرتون درک‌ میکنه شرایط تون و احتمالا خودشون بهتون میگن که برین مراسم عروسی دوستتون :)
یا به دوستتون بگین که نمیتونین بیاین و مادر از کربلا میاد .
بهش بگین مراسم کرمان دعوتتون کنه که حتما میرین
در کل بنظرم اگر با هر کدومشون حرف بزنین مشکل تون حل میشه
 ولی توجه داشته باشین که کدوم از این دو نفر بیشتر ناراحت میشن ؟! و از حرفتون  جا میخورن !؟


اگر هر کدوم شون که بیشتر ناراحت شدن برین پیش اون :)
توکل بخدا 


پاسخ :

علیک سلام
اولا که ممنون از این کامنت مفصل که خیلی کمکم کرد.
مراسم کرمان اش هفدهمه که به خاطر محدود بودن مرخصی و اینکه دوستام همه توی جشن تهران می آن اون مورد کلا منتفیه برام!

والا دوستم رو دیدم دیروز و شوکه شدم چرا یادم رفته بود که سوم اسفند عروسیشه.  بهش هم گفتم نمی تونم بیام و دارم می رم مشهد و ... اما  با اینکه با هم اصلا تعارف و رودربایستی نداریم هم به شوخی هم جدی اصلا قبول نکرد که نیام! وگرنه انتخابم این بود که هر جور شده برم مشهد و خب عروسی نمی رم! چون اصلا علاقه ای ندارم به عروسی. ولی چون دیدم خیلی اصرار داره الان دو به شک شدم. می دونم که ناراحت می شه.
مادرم رو فعلا دسترسی ندارم بهش. و احوالش رو توی تلگرام از طریق یکی از همراهاش می گیرم. ولی به بابام گفتم و اونم گفت نیا! مادرم هم مطمئنم می گه نیا. که اتفاقا همون قبل رفتنش هم گفت اگه اذیت می شی نمی خواد بیای و ...
اما خب دل خودم رو چی کار کنم که تنگه...
بعدشم با این دوری نه ماهه و چند بار کنسل شدن سفرم به مشهد به بهانه های مختلف کم کم دارم متقاعد می شم امام رضا راهم نمی ده! کم مونده بگم امام رضا باشه نمی آم حرمت ولی بگذار برگردم شهر و خونواده م رو ببینم!

دوستم ناراحت شد و بد جا خورد!!! ولی مادرم می دونم چون مادره کمتر اذیت می شه. هرچند دارم یه برنامه ریزی هایی می کنم به هر دو هدف برسم. هرچند اذیت بشم ولی خب یه کاریش می کنم. فعلا باید بفهمم زمان دقیق برگشتن مادرم کی هست. اون وقت برنامه ریزی می کنم.

آره. توکل به خدا.
بازم ممنونم ازتون. خیلی خیلی ممنون.

آنالیز ..
۲۷ بهمن ۲۳:۳۸
خب بستگی به اولویت های زندگی داره 
من‌ مثلا خانوادم در درجه ی اول برام هستن 
بعد از نه ماه دوری از خانه و خانواده ، برمیگشتم مشهد 
حالا شما نباشی بعد جاتون پر میشه، چون بقیه رفیقاش هستن 
انشالله در یه فرصت دیگه براش جبران کن
بلخره بچه دار میشه، خانه میخره 
تازه حامی مالی ت بوده پس چه عروسی بری یا نه ، یه پاتختی افتادی :))) 
از زاویه ی دیگه هم بررسی کنیم 
 اگه عید مرخصی داری ،این یه ماهم به صبوری ادامه بده و برنگرد ، برو عروسی رفیقت ، دو هفته عید برگردی مشهد که بتونی پول مرخصی های نرفته رو بگیری و مزایای عیدی قبل عید رو داشته باشی 

پاسخ :

خب از خونه نُه ماه دور بودم. ولی خونواده رو سه ماه و نیم پیش دیدمشون.
این قضیه ی پاتختی و حامی مالی چی بود؟! منظورت رو نفهمیدم!

خب مرخصی های نرفته پولی ندارن برام... ولی این حرف بابام هم بود که تو که می خوای عید بیای مرخصیت رو بگذار واسه روزای آخر اسفند و ...
احتمالا مشهد رو کنسل کنم. تا اینجای کار که تصمیم ام همین بوده...

راستی متشکر از هم فکریت
میم کاف
۲۸ بهمن ۰۰:۳۶
اگر هر دو شهر بری بیشتر تعطیلات تو ماشین خواهی بودپس به فکر سرگرمی باش 😊😊😊

پاسخ :

دقیقا همین طوره...
سرگرمی؟!
__ پریچک __
۲۸ بهمن ۰۲:۵۱
من بی برو برگرد میرفتم گنج دل مادرم ...
داماد اونشب فقط حواسش پیش عروسشه و بس ... رفیق میخواد چیکار
:)

پاسخ :

خیلی خوب بود 😊😂
فقط بدبختانه فیلم برداری می کنن دو روز دیگه می شینه نگاه می کنه می فهمه من نبودم 😀

اگه مادرم یکی دو روز زودتر می اومد همه چی درست می شد...
گلاویژ ...
۲۸ بهمن ۰۶:۳۹
به نظر من با مادرتون صحبت کنید و با یکی دو روز تاخیر برین مشهد، چون به هر حال عروسی دوستتون همون یک شبه فقط... ولی خب تصمیم سختیه در کل، واقعا آدم گیج میشه، هرکدوم رو هم انتخاب کنین دلتون پیش اون یکی می مونه

پاسخ :

یه برنامه م اینه با دو روز تاخیر برم مشهد. ولی خب چون این فرصت مرخصی گرفتن بین دو تعطیلی رو از دست می دم باید زود برم و زود برگردم.
__ پریچک __
۲۸ بهمن ۰۹:۳۷
کلا اصن من خط قرمزم مادرو پدرن ...
وقتی وسط باشن دیگه هیچی به هیچی .. :))
نمیبینه والا .. اصن بگو مریض بودم .. دروغم حتی بخاطر پدر و مادر آزاده 
ی همچین آدمیم من :))))

پاسخ :

خب منم دلم تنگ شده ولی مادرم یه جوری می آد که مشهدم بخوام برم فقط یه روز از تعطیلاتم هستش و می بینمش! و چون ازونجایی که دلم می خواد یا دوریشون رو تحمل کنم یا درست و حسابی از بودنشون لذت ببرم دو دل ام برا رفتن.
این رفیقم هم طفلی گناه داره. بابا نداره و چون توی این مجلس فامیلاش نیستن زیاد, خیلی احساس غربت می کنه. یه جورایی توی چشماش خوندم که واقعا می خواد ما دوستاش باشیم و ...
حالا تا فردا شب مشخص می شه چی کار می خوام بکنم. ببینم چی می شه.

ــ یاس ــ
۲۸ بهمن ۱۷:۱۷
من میرفتم عروسی رفیقم :))

پاسخ :

خوبه توازن رو برقرار کردی بین کامنتا 😀
ولی خب دلیلت چی بود؟
ــ یاس ــ
۲۸ بهمن ۱۸:۵۴
چون دوست وزنه ی سنگینی تو زندگی منه. دقیقا مثل خانواده
و شب عروسی شون برای خیلی اتفاق باارزشیه
همونقدر که مادرم عزیزه. ولی راستش این قضیه برگشت از سفر مذهبی برای من مهم نیست. شاید چون ادم مذهبی ای نیستم جوابم تغییر کرد ، من میتونم تو شب مهم زندگی رفیقم باشم و بعدا برم مادرم رو ببینم، حالا دقیقا روز برگشت از کربلا نشد نشد، واسه من اتفاق خاصی نیست.
اگه خدای نکرده دو راهی این بود که دوستم مریضه مادرم هم مریض شده صد درصد میرفتم پیش مادرم! 
شاید قابل درک نباشه برای هیچکس:))

پاسخ :

اتفاقا منم باهات تا حدودی هم نظرم. چون این دوستم از اون رفیق خوباست. ازونا که اگه واقعا یه مشکلی برام پیش بیاد حتما کمکم می کنه. وگرنه اینقدر عروسی رفقام رو پیچوندم که نگو! هم اینکه دوستای صمیمی نبودن و هم اینکه کلا از عروسی خوشم نمی آد.
خب منم با اینکه نیمچه مذهبی هستم و کلا عقایدم منحصر به فرده از این جهت گفتم مهمه چون مادرم مذهبیه و برا بار اول رفته کربلا. شاید دوست داشته باشه وقت برگشت پسر بزرگش بره به استقبالش و. هر چند دارم یه جورایی پلیتیک می زنم که توی راه و تهران ببینمش. چون برگشتشون با اتوبوس می آن و یه زیارت قم و شاه عبدالعظیم هم می رن به گمانم. فقط نمی دونم دقیقا چه روزی و چه ساعتی...
ولی خب در نهایت تصمیم ام این شده حتما عروسی دوستم رو برم ولی خب دیدن مادر رو باید یه فکر کنم. هرچقدرم اذیت بشم واس اون هم باید برنامه بچینم!

نه اتفاقا برا من قابل درک بود و کامنت ات از اونا بود که حسابی کمکم کرد و دلم رو قرص. مرسی رفیق. ایشالا عروسی خودت بیام :)
چونان قاصدکی ریشه در باد دارم
بی‌ موطن، بی‌ مقصد، و بی مقصود
رهای رها