مادرم رفته کربلا. که این سفر کربلاش برنامه م رو به هم ریخت و من که می خواستم روزای قبل ٢٢ بهمن رو مرخصی بگیرم تا بعد از نزدیک به ٩ ماه سر بزنم به شهرم کمی عقب انداختمش تا بازگشتم به مشهد هم زمان بشه با برگشتن مادرم از سفر. حالا به هم خوردن کلی از برنامه هام و سوختن مرخصی های ماه بهمن ام بماند که گرفتار یک مشکل تازه شدم. اصلا یادم نبود که سوم اسفند عروسی یکی از نزدیک ترین دوستامه! و خب اگه برم مشهد نمی تونم تهران باشم و توی جشن رفیقم شرکت کنم...
بدجور ذهنم درگیر شده. از یک طرف مادرم دفعه اوله رفته کربلا و می خوام موقع برگشتنش باشم. خصوصا اینکه سه چهار ماهی هم هست که ندیدمش. و از اون طرف مگه چند تا دوست نزدیک دارم و چند بار عروسی می گیرن. بماند که این رفیقم توی یکی از بدترین ایام زندگیم از نظر مالی دستم رو گرفت و ... و از اون بدتر که توی این عروسی یه جورایی غریبه! چون خودش کرمانیه و خانومش تهرانی. و قراره دو بار جشن بگیره یکی تهران و یکی کرمان. و خیلی اصرار داشت ما دوستاش که اکثرا توی تهران و اطرافشیم باشیم. چون مراسم اینجا فقط اقوام درجه یکش هستند و ...
کلا گیجِ گیجم. فرصت خوبیه برای مشهد رفتن که سه شنبه تعطیله و اون دو روز رو مرخصی می گرفتم و...
دیگه عقلم کار نمی کنه. بگید چی کار کنم؟