پنجشنبه ۱۲ بهمن ۹۶
توی توئیترم نوشته بودم:
قدیما خیلی غرغرو بودم. تازگیا خیلی کمتر. اما یک خوبی که داشت این اخلاقم, این بود که خودم رو خالی می کردم و مثل الان زودی دلم نمی شکست...
اصلا نمی دونم چرا این توئیت رو دوباره اینجا نوشتم. فقط اینکه چقدر خسته م و از نظر جسمی و روحی حالم بده. دلم یک اتفاق خوب می خواد. این حرف رو بارها گفتم که هرچند وقت یک بار زندگیم اینقدر ملال آور می شه که بهش احتیاج مبرم پیدا می کنم. با خوددرمانی و گول زدن خودم تا حدودی تسکین می دم این حال رو به حالت موقت. ولی خب یک اتفاق خوب و بیرونی همیشه لازمه...
بی خیالش سختمه بیشتر بنویسم که این حالت بد جسمی زورش بیشتره از حال بد روحی!