غریبِ آشنا

حتما خیلی‌هاتون تجربه کردید این اولین دیدار با یک دوست مجازی رو. که هرچی بگم از جالب بودنش کم گفتم. آخه یک نفر رو برای بار اول می‌بینی اما انگار سال‌هاست با هم معاشرت دارین و طوری برخورد می‌کنید که این فقط یه تجدید دیداره. که در مقابلش حتی اگه عکس‌های اون رفیق رو هم دیده باشید باز هم سورپرایز می‌شید توی این دیدار اول.

هرچند این اتفاق برای من بیشتر با دوستان فیس‌بوکیم اتفاق افتاده و خیلی‌هاشون بعدها شدند یکی از رفقای من توی دنیای حقیقی اما کمابیش وبلاگی‌هایی هم بودند که تجربه‌ی دیدار رو داشتم باهاشون. هرچند بالطبع به خاطر فضای خاصش استقبال کمتری می‌شه از این قرارها و ملاقات‌ها بین دوستان وبلاگی. ولی همون چندتا هم خیلی خوب بودند. و هنوز که هنوزه توی خاطرم موندند. بماند که یکیشون رو تا قبل از ملاقاتمون هیچ عکسی ازش ندیده بودم و چقدر جالب بود برام که با تصوراتم یه دنیا فرق داشت اون دوست.

خب این همه آسمون، ریسمون بافتم تا از اولین دیدارم با لیلا بگم. دختری که توی مهربونی و معصومیت تکه. و درست مثل حریر توی اولین ملاقاتمون وقتی دیدمش به خاطر اختلاف سنیمون یه بار دیگه حس برادر بزرگتر و حامی بودن نسبت به یک دوست بهم دست داد.

درسته که شاید توی بهترین و ایده‌آل ترین شرایط نبود دیدارمون اما چقدر لذت‌بخش بود. که دنیای مجازی و ارتباطاتش هیچ‌وقت به پای دنیای واقعی نمی‌رسه...

برای همین هم می‌خوام ازین به بعد زیادتر کنم این مدل ملاقات‌ها رو. نه تنها تجدید دیدار با دوستانی که قبلا دیدمشون که رفقایی رو هم ببینم که تا حالا فرصت هم‌نشینی پیدا نکردیم توی دنیای واقعی.

به هر حال تمام تلاشم رو می‌کنم. اگر هم تمایلی وجود نداشت اشکال نداره. حداقل سعیم رو کردم که دنیا دو روزه و فرصت‌ها کم...

پ.ن : برای من که خیلی کم هدیه می‌گیرم و خیلی بدشانس هم هستم توی این زمینه! این تحفه‌ای که لیلا برام آورد چقدر با ارزشه و دوست داشتنی. هیچ وقت از دستش نمی‌دم و فراموش‌اش نمی‌کنم... ممنون از محبتش.

۱۶
Anne Shirley
۰۸ بهمن ۰۱:۰۸
این قرار‌های وبلاگی خیلی جذابن ^___^ ولی من فقط یه بهار رو باهاش قبلا هر روز قرار وبلاگی داشتم و میدیدم :دی ولی خا اون واقعی‌ای بود که مجازی هم شد! خیلی دوست دارم یه بار حداقل همه بلاگرایی که میشناسمو ببینم ^_^

پاسخ :

به به خانوم آنه. می گفتی گوسفندی گاوی چیزی قربونی می کردیم پیش پات 😂

نه دیگه اون قبول نیست! باید کاملا مجازی باشه. یه حس جالبیه که اصلا قابل تعریف نیست😊
خب مطابق حرفام توی این پست ازت درخواست می کنم هم دبگه رو ببینیم! اگه توی همین بهمن باشه چون دیر نمی شه کادو تولدتم می دم بهت 😊


Anne Shirley
۰۸ بهمن ۰۸:۰۶
زیر شتر یا گاو قربونی کنید، ناراحت میشم اصن D: 

اممم پ تا حالا کسی رو ندیدم :/ 

پاسخ :

شتر گاو پلنگ قربونی می کنم اصن برات 😀
آره دیگه.
هلما ...
۰۸ بهمن ۰۸:۲۳
لیلی لیلی لیلی لیلی لیلی لیلی واااااااااااای خدای من ^__^
میدونم دیدن لیلی چقدر میتونه دلچسب باشه اووونم براا شماا دقیقا همون اندازه که لیلی از ذوق خفه میشد.
واااای که این دیدارهااا عالیه.
من باید لیلی رو ببینم، شما رو، حریر رو و .... چندنفر رو باید ببینم باید...
راستی دیدن دسته جمعی دوستان گلچین شده هم یه حس خیلی خوشمزه است من تجربه اش کردم.

پاسخ :

لیلا واقعا دیدنش خیلی خوبه. برات تجویزش می کنم 😀

دیدار دسته جمعی رو برا بلاگی ها تجربه نکردم ولی فیس بوکیا و توئیتری ها چرا.
هلما ...
۰۸ بهمن ۰۸:۲۴
چقدر هم با طبع هم آشنایید، شما ماه هدیه میدی برا لیلی و لیلی شعر. سلیقه هاتون دوست داشتنیه...

پاسخ :

چه نکته ی خوبی 😊
هانیه شالباف
۰۸ بهمن ۱۷:۳۲
سلام :)
اینو که گفتید یاد چندسال پیش افتادم که یکی از دوستای وبلاگی‌م، بعد از کلی صحبت و معاشرت و جلب اعتماد، عکسش رو برام ای‌میل کرد...
چه‌قدر عجیب بود اون موقع!

من واقعن دلم می‌خواد یه‌بار یه دیدار دسته‌جمعی بذاریم و طبیعتن از شدت هیجان، اون مکان رو نابود کنیم :)))

پاسخ :

قرار وبلاگی رو دوست دارم هرچند تا حالا شرکت نکردم. 
اما خب می شه دو تا سه بلاگر هم رو ببینن و این ساده تره تا یک قرار وبلاگی با تعداد زیاد.
Pary darya
۰۸ بهمن ۱۸:۵۹
((: واسه من به شخصه دیدن ادمای مجازی خیلی سخته

پاسخ :

اول ببین بعد قضاوت کن خودت رو 😀
Pary darya
۰۸ بهمن ۱۹:۰۴
((=خب وقتی سخته برام دیدنش سخته نمیشه که اول ببینم بعدیگم

پاسخ :

سختیش برا قبلشه! دوست مجازیت رو که ببینی و اون جالب انگیزیش رو تجربه کنی برات آسون می شه :)
Pary darya
۰۸ بهمن ۱۹:۵۷
((: شایدم قشنگ باشه^^ 

پاسخ :

هست، هست! مطمئن باش :)
פـریـر بانو
۰۸ بهمن ۲۲:۳۶
خیلی دلم غنچ رفت برای این دیدار... من نتونستم اما شما همو دیدین. اتفاق قشنگیه😍 
بعد مثلا خیلی دلم میخواد تو همین جمع کامنت گذارا هلما و آنه و هانیه رو ببینم. آنه در دسترس تره. یعنی امکانش هست قبول کنه؟🤔

پاسخ :

ایشالا تو هم ببینیش 😊
هلما اگه بیاد تهران می شه دیدش. ولی این آنه ناز و اداش زیاده. با زور من شاید بشه😀
tahi :D
۰۸ بهمن ۲۲:۵۱
اولین و اخرین قرار وبلاگیم مربوط میشه به یه سال و خورده ای پیش که با کسی بود که هنوز یه هفته هم از شناختمون نگذشته بود
دختر مهربون خوبی بود سن مون یکم زیاد فاصله داشت و فکر میکرد من یه نمه براش کوچیکم در کل با خوندن پستت یاد اون افتادم
خیلی وقته از دوستای قبلیم خبری ندارم کاش خوب باشه حالشون...
چه هدیه خوبی :))

پاسخ :

اتفاقا تو هم توی سر لیست اونایی هستی که می خوام ببینمشون 😊

برا من که اختلاف سنی توی دیدارهای وبلاگی لذت بخش تر بوده 😀

دستش درد نکنه😊
tahi :D
۰۸ بهمن ۲۳:۱۶
اخرین دفعه و اولین دفعه که زیاد کیف نکردم ولی خب منم دوست دارم همه تون ببینم :))))))

پاسخ :

چه خوب پس اوکی رو دادی 😊
پیشاپیش ممنون 🌹
פـریـر بانو
۰۹ بهمن ۲۰:۰۱
ایشالا

شاید :دی

پاسخ :

😊🌹
گلاویژ ...
۱۱ بهمن ۰۶:۴۴
از شانس بدی که دارم جایی زندگی می کنم که هیشکی در دسترس نیست، البته یکی از بلاگرا خیلی نزدیکه ولی خب در اون حد صمیمیت نداریم که قرار وبلاگی بذاریم، خلاصه که شما ها که امکانشو دارید قدر بدونید این دیدار هارو و به جای ما هم خوش بگذرونید :) 

پاسخ :

البته به یک دوست گفتم که دیدارهای وبلاگی مثل باقی شبکه های مجازی شبیه فیس بوک نیست. و عینهو هندوونه ی دربسته می مونه 😀 من دیدارهای وبلاگی زیادی داشتم اما همشون خوب نبودند. امیدوارم ازین به بعد همه شون عالی باشند.
کیهان
۱۲ بهمن ۱۱:۵۶
جالب بود اما مورد داشتیم که طرف حتی با دوست وبلاگی خودش هم ازدواج کرده تو همون قرار اول خواستگاری هم کردن :))) دیدم که میگما 

پاسخ :

واقعا؟!!!
بی خیااااال بابا😂
Miss Author
۱۵ بهمن ۲۱:۰۲
من این ارتباطُ تو امور کاری درک کردم. کمی دلهره آوره... به خاطر احساس غریزی عدم امنیت... منتها بعدش حس خوبی میشه 

پاسخ :

دقیقا, دقیقا...
^_^ khakestari
۱۵ اسفند ۲۰:۰۹
باید جالب باشه :)
حتی با تصور کردنش هم حس هیجان رو میشه حس کرد...چون وبلاگ بنظرم صادقانه تر از باقی شبکه های اجتماعی هست،پس فکر نمیکنم شخصیت واقعی ادما توی دیدار حضوری خیلی متفاوت باشه

پاسخ :

دوستای مجازی که توی فیس بوک, توئیتر یا حتی اینستا پیداشون کردم وقتی از نزدیک دیدمشون خیلی نزدیک تر بودند به تصوراتم اما خب وبلاگیا نه. درسته صادقانه تره اما خب چون یک محیطیه که شخصیت درونیت رو به نمایش می گذاری در دیدار اول اونی نیستی که توی وبلاگ بودی.
چونان قاصدکی ریشه در باد دارم
بی‌ موطن، بی‌ مقصد، و بی مقصود
رهای رها